تبليغاتX
محمد خواجه قره باغ

محمد خواجه قره باغ

ورردی شما را خوش آمد میگویم

 

سلام دوستان عزیز  به خاطر مشکل تخنیکی که در کوته پاکستان به وجود آمده

به این آدرس بیاد ..........

www.pamqash.mihanblog.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 12:41 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

ماه مبارک رمضان

روزه

ماه مبارک رمضان ماه رحمت، پاکي و ايمان است. اين ماه برای تمام مردم جهان نام آشنا است طوريکه همه مي دانند در اين ماه مسلمانان روزه ميگيرند و از گناه دوری مي جويند.

در اين ماه هر مسلمان بالغ روزه مي گيرد و بيشتر از هروقت ديگر به نيايش خداوند مي پردازد. در اين ماه انسان مهمان خداوند است و طاعات و عباداتش بهتر قبول درگاه حق مي گردد. در دهه دوم ماه مبارک رمضان حضرت علي (ع) به شهادت رسيده است و در دهه سوم آن قرآن بر انسان نازل شده است و از اين جهت دهه دوم و سوم آن از اهميت بيشتری برخور دار مي باشد. روزه گرفتن بر هر مسلمان بالغ واجب است و پس از نماز مهمترين وجيبه ای ديني مسلمانان مي باشد

روزه گرفتن علاوه بر انجام يک وظيفه ديني، فوايد بسياری برای خود شخص روزه دار و جامعه انساني دارد. اول اينکه روزه و نماز روح انسان را تطهير و پاک مي کنند. هر موجود زنده نياز به استحمام دارد و انسان با روزه گرفتن به امر خدا، خود را پاک از گناه مي کند و يکماه را با انجام فرايض ديني و کارهای شايسته ثابت مي کند که از هر نوع گناه دوربوده است و اين عادتش ممکن است در کل سال ادامه يابد

دوم اينکه روزه گرفتن برای سلامتي انسان مفيد است، مشروط به اين که در شبها پر خوری مفرط نکند. اعضای بدن ما نياز به استراحت و شستشو دارند و در اين ماه مي توان با ايجاد يک رژيم غذايي مناسب به سلامتي خويش کمک کنيم. در صدر اسلام مسلمانان با استفاده از آب و کمي نان خشک که اغلب نان جو و خرما بوده است با ايمان راسخ روزه مي گرفتند و همه مي دانيم که نان جو و خرما و آب چه فوايد ارزنده برای بدن انسان دارند و از طرف ديگر آنها پر خوری نمي کردند. پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) فرموده است که هميشه پيش از آنکه سير شويد دست از خوردن غذا بکشيد. اين نشان مي دهد که چقدر به سلامتي انسان توجه مي شده است

سوم اينکه روزه گرفتن انسان را مقاوم در برابر سختيهای زندگي مي سازد و صبر و طاقت را بيشتر مي کند. چهارم اينکه احساس و درک انسان را نسبت به گرسنگان و فقيران که هميشه از کمبود غذا رنج مي کشند بيشتر مي سازد و انسان وقتي مي تواند گرسنه را خوبتر درک کند که خود گرسنه باشد

پنجم اينکه صرفجويي در مواد غذايي مي شود، زيرا صدها ميليون مسلمان يکماه را روزها غذا نمي خورند و اين کار اثر زياد در جمع شدن مواد غذايي مي شود، چون مطابق آمار سازمان جهاني تهيه خوراک در جهان قريب به يک ميليارد انسان از گرسنگي و فقررنج مي برند در حاليکه در بسياری از نقاط جهان ميليونها انسان از چاقي مفرط در عذاب اند و تنها در امريکا قريب به دو سوم مردم آن اين مشکل را دارند

ششم اينکه در اين ماه مسلمانان بيشتر از ماهای ديگر صدقات و خيرات مي دهند و در پي کسب صواب و اجر مي شوند و اقدام جمعي کمپاين بسيار خوب برای فقر زدايي است

همچنين روزه گرفتن بخشي از فرهنگ جامعه اسلامي است که همه ساله تکرار مي شود و در جامعه ای که مسلمانان در آن است صلح و آرامش همه جا را فرا مي گيرد و شبها مردم در مساجد و خانه هايشان ساعتها به نماز و دعا و نيايش خداوند مي پردازند و اطفال مسلمانان از برزگان مي آموزند و در اين مراسمات همراه مي شوند

مسئله مهم ديگر اين است که مردمان غير مسلمان با ديدن ايمان، مقاومت و اراده راسخ مسلمانان در روزه گرفتن و عبادت خداوند در تعجب و حيرت مي شوند. برای کساني که ايمان ضعيف دارند پر واضح است که روزه گرفتن يک امر بسيار دشوار است

افسوس اگر خشونتها و اعمال زشت کساني که بنام اسلام انسانهای بيگناه را مي کشند و باعث نام بدی اسلام و سر افکندگي مسلمانان مي شوند، نبودی و مسلمانان کردار و گفتار و پندار نيک را در عمل انجام مي داديم يقينا دلهای بسياری ازمردم غير مسلمان را دين مبين اسلام تسخير مي کرد و اسلام رشد بيشتر و خوبتر
مي يافت

من شخصا دو تن از دوستان فنلندی ام را که يکي مرد ميانه سال شاگردم در ورزش مي باشد ديدم که امسال بمن گفت مسلمان شده است و نامش را ادريس گذاشته است و روزه مي گيرد. من که هر گز با او در رابطه با دين صحبتي نکرده بودم در تعجب شدم که چگونه او علاقمند به اسلام شده و مسلمان شده است. فرد ديگر يک افسر عاليرتبه سپاه صلح فنلند در کابل است که پيش از رفتنش به افغانستان از من خواست تا به او زبان دری را آموزش دهم و در مورد فرهنگ و عنعنات مردم افغانستان به او بگويم. ايشان پس از رفتنش به کابل بسيار علاقمند به فرهنگ افغاني شد و امسال برايم نوشته است که روزه مي گيرد و در آغاز برايش مشکل بوده ولي اکنون عادی شده است. اين دو مورد چيزی است که خودم شاهدش بودم و تاثير رابطه مسلمانان با غير مسلمان را ديدم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 2:58 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

تلویزیون ?کوثر? به زودی افتتاح خواهد شد

آیت‌الله تقدسی در نماز جمعه این هفته که در مدرسه مدینه‌العلم برگزار گردید گفت: ?به زودی شبکه تلویزیونی کوثر برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب و آموزش مبانی و احکام دین مقدس اسلام در کابل راه‌اندازی خواهد شد.? به گفته وی، این تلویزیون اهداف چهارده‌گانه‌ایی از جمله بیان کردن عقاید، احکام، تاریخ اسلام، تاریخ صحیح افغانستان، اخلاق و آداب اسلام و برنامه‌های تفریحی سالم و خبر و گزارش و تفسیر را دنبال می‏کند. وی از عموم مردم مسلمان و دیندار اعم از سرمایه‌داران، متخصصان تلویزیون، مدیران، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و کلیه کسانی که می‌توانند به راه‌اندازی این تلویزیون کمک نمایند، دعوت به عمل آورد تا در جلسه‏ای که این هفته در دفتر مرکزی تلویزیون کوثر برگزار می‏شود شرکت کنند. وی در ادامه از به اتمام رسیدن مقدمات خبر داد و خاطرنشان ساخت: اجازه مصرف وجوهات را از هشت تن از مجتهدین عظام گرفته است. ایشان در یکی از خطبه‌های خویش افزودند: ?دشمنان اسلام می‌خواهند چهره اسلام را به بهانه‌های آزادی و پیشرفت و ترقی، لکه‌دار نمایند و از باب لکه‌دار کردن چهره اسلام تهمت‌های ناروا و برچسب‌های متحجر و عقب‌مانده را به دین اسلام می‌زنند. آن‌ها با غرض‌ورزی می‌خواهند نقاط ضعف و منفی مردم را پیدا کنند و از آن‌ها در جهت تبلیغات‏شان علیه دین اسلام سوء استفاده نمایند و از جنبه‌های مثبت و مفید ما چشم‌پوشی می‌نمایند.? (حمید الله)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 2:50 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

با حضور تعدادی از مسئولین کشور قیر ریزی سرک دشت برچی آغاز شد

شاروال کابل در مراسم آغاز قیرریزی سرک دشت برچی (جاده شهید مزاری) در جمع خبرنگاران اظهار داشت که ساحه دشت برچی کمتر از ساحه وزیراکبرخان نخواهد بود و حتی بهتر خواهد شد.
داکتر غلامی‏سخی نورزاد در این مراسم ضمن تشکر از مردم غرب کابل به خصوص مردم دشت برچی گفت: مردم دشت برچی فوق‏العاده با شاروالی کابل همکاری کرده‏اند و وعده‏هایی که از طرف شاروالی کابل صورت گرفته، انشاءالله امسال جامه‏ی عمل خواهد پوشید و در پلان ساحه برچی، ساحات سبز، کلینیک، شفاخانه، مکاتب، کودکستان، استیشن برق و هر چیزی که برای یک شهر مدرن فکر می‏کنید، در این پلان گذاشته شده است.
وی مشکلات عمده شاروالی کابل، به خصوص این پروژه را عدم بودجه کافی دانست و گفت: سال گذشته راجع به این سرک بودجه‏ای در دسترس من قطعاً گذاشته نشد و تنها به هدایت رئیس صاحب جمهور، کار این سرک را شروع کردیم و تکمیل این پروژه تعلق به بودجه و وجوه مالی دارد. اگر توان دولت طوری شود که با شاروالی کمک بکند انشاءالله به زودترین وقت اکمال خواهد شد و هر دالری که به شاروالی کابل داده شود، من گرانتی می‏کنم که حتی یک سنت آن بی‏جا نخواهد شد و قانونی و اصولی و شفاف در این پروژه مصرف خواهد شد.
شاروال کابل در زمینه پروژه سرک کوته سنگی الی دارالامان گفت: از مالکین این ساحه خواسته می‏شود که با ریاست استملاک شاروالی کابل تماس بگیرند تا ما بتوانیم طبق ماده چهلم قانون اساسی ساحاتی که تحت تخریب این سرک است را استملاک کنیم.
همچنین رئیس ناحیه سیزدهم و آمر پروژه‏های غرب کابل در زمینه فرعی‏های جاده شهید مزاری گفت که ما پارسال در ماه جدی کار این فرعی‏ها که تعدادشان از پل سوخته الی پل خشک 5 سرک می‏باشد را آغاز کردیم. اما نسبت تقاضای مردم و سردی هوا به امسال موکول شد که عنقریب آغاز خواهد شد.
وی طول این سرک‏های فرعی را از 7/1 کیلومتر تا 2 کیلومتر عنوان کرد و افزود که عرض این سرک‏ها هم از 20 الی 40 متر می‏باشد.
قابل ذکر است که در این مراسم، معاون دوم رئیس جمهور محمدکریم خلیلی و عنایت‏الله قاسمی سرپرست وزارت ترانسپورت و حاجی محمدمحقق و تعدادی دیگر از وکلای پارلمان و مردم غرب کابل حضور داشتند. (محمد نظری)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 2:48 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

هزاره های جغتو به گزارش کمسیون سرحدی افغان انگلیس

 

 

بســـم الله الرحمـــن الرحیــــم

 

 

هزاره های جغتو

 

               این قبیله نزدیکترین قبایل به غزنی بوده و اکثرا قسمتهای غرب دره غزنی و حوزهء ناوه را در اختیار دارد.منطقه ناوه در اختیار محمد خواجه است.

کوتل کرناله(kotal karnala) در سر راه بین غزنی و هزاره جات به بند امیر، تقسیمات بین بهسود و هزاره های جغتو را تشکیل می دهد.این کوتل در حوزه دریای غزنی قرار دارد. به امتداد راه به غزنی اول از درهء شیمیلتو(Dara shimiltu) می گذریم که جغتو است، بعد از آن کتل شیمیلتو می آید که با گذشتن از آن راه به طرف جنوب شرق پایین می رود و از سوخت که عمدتا جغتو است به باریک او (Barikao) که در اختیار غلزائی های اندری و سادات است، امتداد می یابد.در غرب قریهء باریک او، جوی آئین(jui Ahin) است که جایگاه رهبر جغتو می باشد.در جوی ائین دو رود به هم می پیوندد. از این دو رود شمالی و طویلترین آن سرآب است که به گل کوه و در کوهستانات شوق حوزهء ناور می انجامد، دره آن مربوط به محمد خواجه است گرچه قسمت پایین آن گوشی(Goshi) یا جلگهء مربوط جغتو می باشد.

رود دیگر عبارتند از جرامتو و یا جرمتو است که در سرزمین جغتو می باشد.

بین بازیک او و غزنی مردم آن اولِأ وردک و بعدأ نزدیک شهر، مخلوط تاجیک و هزاره

است. که رود آن به جلگهء غزنی می ریزد.اینها عبارتند از:قیاغ، گل بوری ترگن و ککرک، که همه شان در اختیار هزاره های جغتو است، ولی مردم جلگه و تپه های هموار اندر غلزایی و قزلباش می باشد.

سرزمین جغتو گرچه از غزنی متفع تر و سردتر است با آن هم گندم، جو ،جواری وحبوبات معمول و حتی در بعضی موارد برنج لک تولید می کند مردم باغهای زردآلو و سیب و غیره داشته و مقدار انگور و خربزه نیز تولید می کنند.

گوسفند و بز در بین هزاره های جغتو زیاد نبوده و تعداد زیادی گاو نر و اسب سواری دارند.

در مجموع قبیلهء جغتو فقیر است و اکثر افراد آن به پیشاور و قندهار برای یافتن کار می روند.

             از جمله جاهایی که در فوق نام گرفته شده و قبلأ تذکر نیافته چهار قلعه در سوخته است.ولی دفه دار محمد خان (دفه دار محمد اکبر خان) که در نومبر سال 1887 میلادی (حوالی ماه عقرب 1266 هجری شمسی) از آنجا گذشت،اظهار می دارد که مردم آن اندر غلزائی هستند.مؤمند قسمتی دره شیمیلتو است.آودره قسمتی از جریان رود شیمیلتو است، که به طرف شمال جریان داشته و به رود خواد می ریزد.

شش گاو دیگری در شمال کوتل شیر دهان وجود دارد،ولی مثل اینکه شش گاوی که اسلام های جغتو در آن زندگی می کنند،جای دیگر است.تاله بیگم در بالای قری صوف و شاید بلندترین منطقهء رود سریاب است که جغتو ها در آن زندگی می کنند.

در زمان جنگ افغانها، رجب علی خان رهبر هزاره های جغتو بود.این قبیله در جنگی که بین هزلره ها و پشتون ها در منطقهء غزنی صورت گرفت شرکت نمودند.وقتی هزاره های چهاردستهء قرباغ تحت فشار قرار گرفتند و فیضو در قلعه اش در چهارده بیبود{بهبود}در مهاسره قرار گرفت، از جغتو تقاضای کمک نمود.پانصد نفر تحت رهبری محمد شریف خان برادر زاده رهبر جغتو بدانجا فرستاده شدند، اما سفر با عدم موفقییت همراه بوده و شریفخان با تعداد زیادی از هراهانش به قتل رسیدند در فبروری سال 1888 میلادی (حوالی حوت 1267 هجری شمسی)، رجب رجب علی خان هیأت بزرگ هزاره را در دیدار از سر فریدریک

رابرتس در کابل به عهده گرفت.در اپریل همان سال سر دونالد استیوارت(Sir Donald s.) از قندهار جانب غزنی و کابل حرکت کرد. هزاره ها از موجودیت وی استفاده نموده، از کوه ها پایین آمده و تقریبأ تمام منطقه پشتون را که با نزدیک شدن قوای انگلیس ساکنین آنها فرار نموده بودند، ویران کردند. چیزی که زیاد بدرد می خورد این بود که آنان خوار و بار زیادی برای قوای انگلیسها تهیه نمودند. رجب علی خان خدمات مختلفی در دوران جنگ انجام داد و گفته می شود که قبیلهء وی در نتیجهء جانبداری از انگلیسها صدماتی زیادی از دست پشتونها متحمل شده است.

زمانی که رجب علی خا ن وفات نمد پسرش غلام محمد خان بجای پدر نشست و مدت دو سال به رهبری قبیله اش ادامه داد محمد علی خان پسر دوم رجب علی خان به عوض برادرش رهبر قبیله گردید.

چنین معلوم می شود که محمد علی خان یا فوت نمود و یا از قدرت برانداخته شد و رهبر فعلی 1889 میلادی پسر وی غلام حیدر خان است.

جایگاه اصلی این رهبر قلعه گوشه و یا طوری که صوبه دار می نویسد قلعه گوشی است و همچنان چنین به نظر می رسد که به نام چهار گوشه نیز یاد می شود که در بالای جوی آئین قرار دارد که آن هم مربوط به فامیلشان است.

مالیه توسط رهبر قبیله جمع آوری وی گردد که هنوز هم تا اندازه ای روی قبیله اش قدرت و نفوذ  دارد.جغتو هم در پیاده و هم در سواره نظام اردو خدمات می کنند. آنان همچنان دونبال کارهایی مانند شتر بانی وغیره می گردند. اآنها در زمستان به قندهار و پیشاور برای کار کردن به حیث کارگر رفته و در بهار بر می گردند.

The End

ختم شد!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 3:3 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

هزاره های چهار دسته به گزارش کمسیون سرحدی افغان انگلیس

هزاره های چهار دسته

هزاره های چهار دسته با محمد خواجه ها در قره باغ زندگی می کنند آنان قبیله بسیار کوچکی را تشکیل می دهندکه شمارشان به 2000 نفر می رسد. بدون تردید در ا صل چهار دسته ها محمدخواجه ها یک قبیله بوده وظاهرا شاخه ی عمده ی بوبک دای چوپان را به لیچ تعریف کرده است تشکیل می دادند. قره باغ منطقهی کوچک حاصلخیز پرنفوس است. ایوان سمیت

می گوید:(قلعه ها و قریه ها چنان متعددند که تمام منطقه را فرا گرفته و فقط یک سنگ انداختن از هم فاصله دارند زراعت بسیار زیاد بوده زمین حاصلخیز باغ های فراوان و آب زیاد عالی دارد) تمام منطقه ی قره باغ که نزدیک کوهها است به طور کلی هزار نشین است .گروه قریه های جمراد در راه قلات غلزایی و غزنی قسما غلزایی های اندری و قسما هزاره های چهاردسته هستند . گروه چهارده اکثرا و یا تماما چهاردسته هستند  که در سمت راست رودی قرار دارند که از دره ی جنگلگ در کوه گل کوه سرازیر گردیده و دره ی کوچک این جوی توسط راهی که قبلا تذکر داده شد قطع می شود قسمت دیگر این دره در اختیار هزاره های محمدخواجه است . منطقه ی عمده در چهارده بهبود یاد شده و قریه ی بزرگ با دیوار های بسیار قوی است. ساختمان آ ن مستطیل شکل بوده و 150 گز در 100 گز است که با جوی پر آب احاطه شده است . استحکاماتی در فاصله های درروی دیوار آباد شده است و هر یک از دره های ورودی با چوبی که در عرض آن گذاشته میشد محافظت می گردید.

      ایوان سمپ می گوید که خط فاصلی بین هزاره ها و پشتونها در قره باغ وجود ندارد. و قریه های دونزاد پهلوی هم افتاده و بدون کوشش جهت تمایز آباد شده است. ساکنین عین زمین را زراعت کرده از عین جوی آب گرفته و از عین چاه های آب کشیده اند. تا سال 80-1879 میلادی (59-1258 هجری شمسی) گر دوستی وجود نداشت دشمنی فعالی نیز وجود نداشت.

مالیات چهار دسته ها و محمد خواجه ها به عین ترتیب سنجیده می شود .در دوران امیر شیر علی خان حدود 24000 روپیه ی کابلی در حال حاضر شاید حدود 30000 روپیه ی کابلی باشد.

       می توان روی هزاره های چهار دسته مانند هزاره های محمدخواجه در کمک جهت تهیه ی خوار و بار حیوانات برای حمل و نقل عساکر انگلیس در افغانستان در هر جایی که لازم باشد اتکا نمود. توضیحات روی قبیله ی چهار دسته به نظر صوبه دار محمد حسین از قرار ذیل است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 2:59 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

هزاره های محمد خواجه به گزارش کمسیون سرحدی افغان انگلیس

 

هزاره های محمد خواجه

 

محمد خواجه قبله کوچکی است که توسط منابع قدیمی ذکر نه شده است.بدون شک

آنان یکی ازشاخه های فرعی بوبک دای چوپان هستند که گفته می شود سرزمین را دراختیار دارند که از آن هزاره های غزنی است.

سرزمین محمد خواجه ها منطقه ناور است ودرجنوب ازطریق گلکوه به قره باغ

امتداد دارد که با هزاره های چهاردسته شریکند.آنان همچنان دره سرآب را در

اختیار دارند که در شرق ناور قرار دارد.ناور را دره و یا حوزه وسیعی تعریف می کنند که کاملا توسط کوههای بلند احاطه شده است و گفته میشودکه طول آن در

حدود 48 کیلومتربوده وسطح همواری دارد که آب کوههای اطراف آن به آن

میریزد.در دوران بهاردارای آب زیاد بوده ودلدل زار است. راهی در جنوب از

چهارده به ناور میرسد و به دره کوچک جنگلک به کوتلی در سلسله گلکوه  می رود که در طرف دیگر آن تلخک و قلیاقل قرار دارد.               

بین راه از تلخک(23کیلومیتر) و از حیدره (41 کیلو میتر)گذاشته و بعد از آن

قسمت فوقانی سرآب را قطع نموده و به طرف گردن بینی  درازک که در حدود       (64 کیلومتری) چهارده  قرار دارد.تمام این منا طق سر زمین محمد خواجه است.

و منطقه قره باغ در جنوب گلکوه بسیار حاصلخیز بوده  و زراعت در آن فراوان

است. این منطقه به طرف جنوب شرق در جانب قلات غلزایی امتداد یافته و راه غزنی و جمراد و چهارده در سر راه مربوط آن است <همچنان رجوع شود به

هزاره های چهاردسته>و محمد خواجه ها به ییلاق نرفته و در تمام دوران سال در

قلعه ها قریه های محصورشان باقیمی مانند. بعضی از آنان برای زمستان به کویته و پشاور رفته و در بهار به خانه هایشان بر میگردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 2:41 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

جدول طوایف هزاره های محمد خواجه

ali
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 3:40 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

عکس جدید از مکتب قلیاقل

hameed
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 4:8 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

عکس جدید از مکتب قلیاقل در حال بازسازی

ali23
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 3:56 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

عکس جدید از قلیاقل

 ali
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 3:50 PM  توسط حمیدالله ساحل  | 

عکسی از دره قلیاقل

qolyaqol
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 9:28 PM  توسط حمیدالله ساحل  |